آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

آراد کوچک

اولین پرواز آراد کوچولو

19خرداد رفتیم فرودگاه وپرواز کردیم به طرف کیش ولی عزیز دلم برای مامیت که بدترین پرواز بود هواپیما بعداز 1ساعت تاخیر به علت نقض فنی بلندشد ویورتمه می رفت ولی تو کیش آقا بودی فقط لوس شده بودی و مامیت باید شیر میدوشید میریخت تو شیشه و شما میخوردی  کلی مامیت و خسته کردی خیلی جالب بود رفتیم رستورانی که موزیک زنده داشت ولی شما طبق عادت خودت خوابیدی. برگشتنی هم توی هواپیما خوابت میامد ولی نمیتونستی بخوابی و هواپیما رو گذاشتی روی سرت وکلی گریه کردی وقتی فرود اومد خوابیدی ...
18 تير 1391

آراد مستقل

شمال سوم 3خرداد بود و با دوستای بابایی رفتیم ویلای عمو علی خیلی خوش گذشت ولی باباییت مسموم شد از دماغمون درآورد بادوستای بابایی اومدیم بابل پیش دایی جمال وبابایی برد دکتر فرداش که بابایی بهتر شد رفتیم تهران وشما برای اولین بارتنها توی کریر روی صندلی عقب موندی کلی هم آقابودی واذیتمون نکردی دردونه مادر شب جمعه 11خرداد دوستای بابایی اومدن عیادت ولی شما خیلی اذیت کردی واذیت شدی چون خوابت میومد ولی نمی خوابیدی ...
18 تير 1391

اولین چاچکام

  آرادکوچولو مامی مدتی هست که به دلایل زیاد نتونست بیاد برای شما خاطراتت رو بنویسه حالاتاجاییکه بتونم سعی میکنم همه اتفاقات را بنویسم . شما از تقریبآ از اول اردیبهشت که رفتی تو هفته 13 تونستی ماشین جغجغه ای تو دستت بگیری بعداز اینکه مامی گچ دستش رو ٤ اردیبهشت باز کرد روز بعد رفتیم دنبال عزیزخونه لطیفه خانم که مراسم وفات حضرت زهرابود ومن خیلی دوست داشتم برم ولی نشدفقط تاجلوی در تونستم برم آخه میترسیدم شما اذیا بشی وعزیز برداشتیم رفتیم شمال. توی راه ماشین بابایی خراب شد وکلی بابایی عصبانی شد وغرزد انگار ما ماشینشو خراب کردیم خلاصه عزیز رفت بابل و ما برای اولین بار باشمارفتیم خونه خاله آذر.وقتی خواستیم شام بخوریم هست...
31 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آراد کوچک می باشد