تاتی
پسرنازم چند وقتی دیر شده و نتونسته بودم برات بنویسم ,ببشید پیگیر کارهای تولدت و خونه جدید بودم. عسلکم تقریبا" یک هفته فبل از تولدت تاتی کردنات شروع شد ویاد گرفتی راه بری و ما رو کلی ذوق زده کردی فکر کنم چون میخواستی تو تولدت ایستاده نانای کنی زودی راه رفتنو یاد گرفتی و از وقتی راه رفتنو یاد گرفتی اون قدر خوشحال بودی که دیگه نمی نشستی مخصوصا" خونه هایی که فضای باز زیاد داشت فقط راه میرفتی و برای این که تعادلت رو حفظ کنی دستهاتو مشت میکردی و از آرنج رو به بالا خم میکردی و راه میرفتی قربون پسر گلم در ضمن تمرینت هم به صورت فشرده بود چون کمتر از یک هفته خوب راه میرفتی و ما (من و بابایی) هم رفتیم برات یک کتونی نایک خریدیم سبز و مشکی...
کارت تولد1سالگی
اولین مهمونی تولد
اولین عاشورا
بدون عنوان
بدون عنوان
عکسهای دندونی آراد
کیه؟
پسرگلم چند وقتی هست که یاد گرفتی بگی کیه؟اون موقع ها که مامی میرفت سر کار عزیز میاوردت جلو در و میگفت کیه؟ مامیه؟از اونجا یاد گرفتی وتا صدای در یا زنگ میاد فوری میگی کیه؟وهمه رو سر ذوق میاری.









