آراد مستقل
شمال سوم 3خرداد بود و با دوستای بابایی رفتیم ویلای عمو علی خیلی خوش گذشت ولی باباییت مسموم شد از دماغمون درآورد 

بادوستای بابایی اومدیم بابل پیش دایی جمال وبابایی برد دکتر فرداش که بابایی بهتر شد رفتیم تهران وشما برای اولین بارتنها توی کریر روی صندلی عقب موندی کلی هم آقابودی واذیتمون نکردی دردونه مادر 


شب جمعه 11خرداد دوستای بابایی اومدن عیادت ولی شما خیلی اذیت کردی واذیت شدی چون خوابت میومد ولی نمی خوابیدی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آراد مستقل
