دندون مرواریدی پسرم
پسرگلم امروز وقتی داشتی گریه میکردی وبدخواب شده بودی دیدم یه مروارید کوچولو از لثه ات بیرون اومده قربونت بشم عزیزم


امروز مامان بزرگات با عمه ات اومدند خونه ما وقت خوابت که شد خوابوندمت اومدم پیش مهمانها که صدای گریه ات بلند شد برگشتم دیدم پسرم نشستی داری گریه میکنی
عزیزم خودت تنها نشستی

پسرم دیگه داری بزرگ میشی هرروز یک کار جدید انجام میدی و مارو غافلگبر میکنی چقدر لذت داره امیدوارم خدا لیاقتش رو به همون بده ومن وبابایی وعزیز و حتی خودت بله خود شما قدر این لحظه ها رو بدونیم
آمین


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دندون مرواریدی پسرم
